حرف های درمورد حضرت ابوالفضل العباس (عليه السلام)
حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام
| آبى براى رفع عطش در گلو نريخت |
| جان داد تشنه كام و به خاك آبرو نريخت |
| دستش ز دست رفت ، و به دندان گرفت مشك |
| كاخ بلند همت خود را فرو نريخت |
| چون مهر خفت ، در دل خون شفق وليك |
| اشكى به پيش دشمن خفاش خو نريخت |
| چون رشته اميد بريدش ز آب ، گفت |
| خاكى ، چو من كسى به سر آرزو نريخت |
+ نوشته شده در ساعت توسط مهدی
|
الهی!