انقلاب



 هر گونه جنبش اجتماعی توده‌ای که به فرآیند‌های عمده اصلاح یا دگرگونی اجتماعی بیانجامد؛چنان‌چه در آن عنصر تهدید یا خشونت وجود داشته باشد، انقلاب نامیده می‌شود. انقلاب‌های بزرگ به آن دسته از انقلاب‌ها گفته می‌شود که با تغییرات اساسی در حکومت و ساختار اجتماعی یک کشور یا جامعه همراه بوده‌اند که از آن جمله می‌توان به انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و انقلاب اسلامی ایران 1357اشاره کرد.  


جنوئیسم



جنوئیسم نوعی گرایش به‌ترجیح دادن افراد جوان به افراد مسن‌تر است. این شامل نامزدهای سیاسی‌، کاربردهای تجاری و مسائل فرهنگی ‌می‌شود که در قابلیت‌هایی برای جوانان و مسن‌ترها فرض گرفته شده و گروه اول به دومی ترجیح داده ‌می‌شوند.

جنوئیسم یکی از انواع "ایجیسم" (تبعیض سنی) است.

گرایش جنوئیستی ‌می‌تواند به گرونتوفوبیا‌، یعنی‌ترس بیمارگون از افراد مسن‌، منجر شود.

صهیونیسم

 یک جنبش قومی‌گرا، و سیاسی است که خواستار بازگشت همهٔ یهودیان به سرزمین مادری آنها می‌باشد. این سرزمین همان اسرائیل بعلاوه فلسطین کنونی است که قوم یهود از ۳۲۰۰ سال پیش تا سال ۲۰۰ میلادی (که امپراتوری روم آنها را پراکنده ساخت) به همراه اقوام دیگری همچون کنعانیان و فلسطینی‌ها در آن ساکن بوده‌اند.

 

صهیونیسم، اعتقادات یهودیان پراکنده در سرتاسر جهان را تحت شعاع قرار می‌دهد و آنها را ترغیب به مهاجرت به اسرائیل می‌نماید. به همین علت در ابتدا یهودیان با هر عقیده‌ای، چه چپ، چه راست، چه مذهبی و چه سکولار به این جنبش پیوستند. پس از مدتی که اختلافات عقیدتی در آنان بروز کرد صهیونیسم به شاخه‌های دیگری مانند «صهیونیسم مذهبی» «صهیونیسم سوسیال»  و «صهیونیسم تجدیدنظر طلب»* تقسیم شد. با این حال تمام این شاخه‌ها در عقیدهٴ پایه یعنی بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین و تشکیل دولت یهودی مشترکند

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

لابی‌گری



در علوم سیاسی، لابی‌گری یک مشغله و حرفه ویژه است که منظور آن تلاش برای گسترش نفوذ یک دیدگاه و نقطه نظر مشخص در دستگاه حکومتی یک کشور یا در افکار عمومی است.

 

در برخی از کشورها دفترهای ویژه‌ای به نام «دفاتر لابی‌گری» وجود دارند که در ازای دریافت پول به تلاش برای پیشبرد حمایت از یک دیدگاه خاص به‌وسیله نفوذ در دولت و افکار عمومی می‌پردازند.

 

لابی‌گرها با کمک و بکارگیری روش‌های حقوقی و مدیریت مفید روابط اجتماعی کوشش در رسیدن به اهداف خود دارند.

سکولاریسم

سکولاریسم به صورت عمومی به مفهوم ممانعت از دخالت دین در امور عمومی جامعه‌ است. این تفکر به صورت کلی ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد. ارزش‌هایی مانند جدایی دین از سیاست ( جدایی کلیسا و حکومت) در آمریکا و لائیسیته در فرانسه بر سکولاریسم بنا شده‌است.

 


سکولاریسم نوشته‌های سخته‌تر از آن به عرف‌گرایی ترجمه و تعبیر می‌شد که اکنون واژه ی گیتی‌گرایی به جای اش نشسته که برابرنهاده ی درخوری است اگر به پارسی سره علاقه‌مند باشیم و معنای درست گیتی را-به ویژه آن گاه که رویاروی مینو می‌نشیند

بقیه در ادامه مطلب


ادامه نوشته

رئیس جمهور

در حكومت‌های جمهوری با رأی مردم فردی از ميان كانديدهاي رياست جمهوري انتخاب ميشود و او را به‌عنوان رئيس حكومت جمهوری برای مدت معينی انتخاب ميشود كه به او رئیس‌جمهور ميگويند.

 

رئیس جمهور هر کشور، مظهر تحکم مردم بر مردم و مردم سالاری است. رئیس جمهور در اکثر کشورها پستی است که دارای اختیارات بالای نظارتی و هدایتی است. هر چند در برخی کشورهای پرزیدنتال مانند افغانستان یا آمریکا، پستهای قابل توجهی مانند نخست وزیری یا صدر اعظمی وجود ندارد و رئیس جمهور که با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شود دارای اختیاراتی دوچندان می‌‌باشد.

دیکتاتوری



 دیکتاتوری

دیکتاتوری نوعی قدرت مداری است که چند از این ویژگی های را داشته باشد:
(الف) در کار نبودن هیچ قانون و یا سنتی که کردار فرمانروا ( یا فرمانروایان ) را محدود کند و یا آنکه فرمانروا با قدرت نامحدود خود آنها را زیر با بگذارد.
(ب) به دست آوردن قدرت دولت با شکستن قوانین پیشین.
(پ) نبودن قاعده و قانونی برای جانشینی.
(ت) به‌کار بردن قدرت در جهت منافع گروه اندک.
(ث) فرمان‌برداری مردم از قدرت دولت تنها به سبب ترس از آن.
(ج) انحصار قدرت در دست یک نفر.
(چ) به‌کار بردن ترور به‌عنوان وسیله اصلی کار بستِ قدرت.
برخی از این ویژگی ها همگانی‌ترند؛ چنانکه می توان صفات دیکتاتوری را در مطلق بودن قدرت، به‌زور به‌دست‌آوردن آن و نبودن قواعدی منظم برای جانشینی خلاصه کرد.

سیاست دروغ بزرگ


دروغ بزرگ اصطلاحی است که اولین بار آدولف ھیتلردر کتاب زندگینامه خٔود از آن

استفاده کرد و نمایندهٔ تکنیکی در تبلیغات سیاسی است. ھیتلر در کتاب نبرد من دیگ یم

مردم شکست آلمان را در جنگ جھانی اول به این دلیل پذیرفتند که یھودیھای دارای

نفوذ در مطبوعات از این تکنیک استفاده کردند. از نظر او این روش مستلزم آن است که

کسی آنقدر گستاخ باشد که چنین » دروغ چنان عظیم باشد که ھیچ کسباور نکند که

ا ولین مورد استفادهٔ دروغ بزرگ در این جمله مٔعروف او .« بیشرمانه حقیقت را تحریف کند

«. در دروغ بزرگ ھمواره نیروی قابل باور بودن موجود است » : مستند شده است

بعدھا ژوزف زلبوگ که وزیر تبلیغات ھیتلر بود این تئوری را با کمی تغییر بدین گونه بیان کرد

که دروغ بزرگ یکی از روشھای تبلیغاتی مورد استفادهٔ انگلستان است که دروغ بزرگی

میگویند و در ضمن تحت ھر شرایطی بر صحت آن پافشاری میکنند.

شایع است که گوبلز روایت خود از روش دروغ بزرگ را بدون نسبت دادن آن به یھودیھا و

ای متفقینمورد استفاده قرار میداد. این روایت بدون منبع شایعترین نمونه أستفاده از

دروغ بزرگ است و بر اساس آن معمولاً فرض گفته میشود که گوبلز خود مبدع تکنیک

دروغ بزرگ بوده است.

در صفحه ۵١ٔ گزارشی که از طرف دفتر خدمات استراتژیک ایالات متحده در مورد شرح حال

روحی ھیتلر منتشر شده بود چنین آمده است:

اولین قانون او این است که ھیچوقت نگذارید مردم دلسرد شوند، ھیچوقت خطا و »

تقصیری را نپذیرید، ھیچوقت تصدیق نکنید که دشمن ممکن است صفت خوبی داشته

باشد، ھیچوقت جایی برای جایگزین باقی نگذارید، در آن واحد روی یک دشمن متمرکز

شوید و تقصیر ھر اتفاق بدی را بر گردن او بیاندازید. مردم دروغ بزرگ را زودتر از دروغ

«. کوچک باور میکنند و اگر دروغی را مکررا تًکرار کنید، دیر یا زود آن را باور خواھند کرد


جمهوری

جُمهوری نوعی حکومت است که در آن ریاست کشور با رای مستقیم یا غیر مستقیم مردم انتخاب می‌شود و دوران تصدی او محدود است. جمهوری از نظر مفهوم کلمه اغلب درجاتی از دموکراسی را نیز در بر دارد. اما، در عین حال، بسیاری از دیکتاتوری‌های غیر سلطنتی نیز ممکن است به این نام نامیده ‌شوند و در این وجه، حکومت جمهوری تنها به معنای حکومت غیر سلطنتی است. جمهوری‌های جدید را می‌‌توان به سه دسته بخش کرد:

 

    * الف) جمهوری‌های دموکراتیک غربی که ریشه‌های تاریخیشان به انقلاب‌های قرن هجدهم و نوزدهم می‌‌رسد. در این کشورها جمهوری با آزادی حزب‌ها و مطبوعات و اجتماعات همراه است.

    * ب) دولت‌هایی که رسماًَ جمهوری نامیده می‌‌شوند اما در عمل رژیم‌های نظامی و پلیسی بر آنها حکومت می‌‌کنند.

    * ج) جمهوری‌های دموکراتیک توده‌ای که در اروپا و آسیای شرقی فرمانروا هسنتد. عنوان رسمی حکومت در این کشورها دیکتاتوری پرولتاریا است. در این کشورها حکومت یک حزبی است و آزادی مطبوعات و اجتماعات در آن‌ها وجود ندارد.

تکنوکراسی


تكنوكراسي از واژه يوناني Tekhne به مفهوم فن و شيوه و Kratos به معني حكومت، قدرت و فرمانروايي تركيب يافته است. تكنوكراسي در اصطلاح به حكومت تكنيك اطلاق شده است كه در آن نظام سياسي، اقتصادي و اجتماعي بايد بوسيله ي صاحبان فن اداره شود. به ديگر سخن تكنوكراسي به مفهوم هواداري از رهبري ارباب فن است كه بر ماشينيسم و دانش فني و مهارت‌هاي تكنولوژيك تكيه دارد و همان‌ها يعني مهندسان، دانشمندان و تكنوكرات ها بايد فعاليت‌هاي اقتصادي و سياسي را رهبري كنند. نهضتي بنام تكنوكراسي در سال 1932 در آمريكا بوجود آمد كه مركز آن دانشگاه كلمبيا بود. در بحبوحه‌ي بحران بزرگ اقتصادي آمريكا كه اقتصاددانان و سياستمداران از غلبه‌ي بر آن عاجز بودند گمان مي‌رفت كه شايد مهندسان و تكنوكرات‌ها قادر به مهار آن باشند. در واقع اين نهضت واكنش بحران 1933-1929 بود. از آن پس حكومت ارباب فن هوادار جنداني نيافت و اين عقيده رايج شد كه مغزها و دست‌هاي تكنوكرات‌ها هر اندازه كه خوب چرخ‌هاي تكنولوژي جديد را بچرخاند دليل آن نيست كه بتواند چرخ‌هاي حكومت را هم به خوبي به گردش در آورند. به ويژه كه در عصر ما تكنولوژي خود به سبب داشتن عارضه‌هاي منفي مورد انتقاد و نكوهش برخي از متفكران اجتماعي قرار گرفته است.


توتالیتاریسم


توتالیتاریسم حکومتی است که جهان‌بینی کل‌گرایی ارائه مى‌دهد و مردم می‌بایست به اصول عقاید سیاسی حکومت اعتقاد داشته باشند.حکومت‌های توتالیتر اغلب یک‌حزبی هستند یا تمام احزاب به یک ایدئولوژی متعهد هستند. در حکومت توتالیتر، یک فرد دیکتاتور رهبری احزاب را بر عهده دارد، و افرادی که دشمن نظام سیاسی دانسته می‌شوند، مجازات می‌گردند. از دیگر ویژگی‌های حکومت توتالیتر، کنترل انحصاری سازمان‌های اقتصادی،رسانه‌های همگانی و ارتش است. در حکومت‌های توتالیتر، تمرکز و تراکم قدرت باعث ایجاد انسداد اجتماعی می‌شود و افراد ممکن است به خاطر عقایدشان کشته یا زندانی شوند.توتالیتاریسم مفهوم عامی است که مفاهیمی چون نازیسم،فاشیسم،مائوئیسم،لنینیسم و کمونیسم را نیز در برمی‌گیرد.افلاطون در جمهوری، حکومت توتالیتر را از بهترین انواع حکومت دانسته است.استالین واژه توتالیتاریسم را برای توصیف حکومتش به کار برد. حکومت استالین در شوروی، هیتلر در آلمان،پولپوت در کامبوج،موسولینی در ایتالیا از مهم‌ترین حکومت‌های توتالیتر هستند.



تمامیت‌خواهی

تمامیت‌خواهی یا توتالیتاریسم اصطلاحی در علوم سیاسی‌است که برای توصیف حکومت‌هایی می‌رود که در آن‌ها جهان‌بینی کل‌گرایی ارائه مى‌شود و مردم می‌بایست به اصول عقاید سیاسی حکومت اعتقاد داشته باشند.حکومت‌های تمامیت‌خواه اغلب یک‌حزبی هستند یا تمام احزاب به یک ایدئولوژی متعهد هستند. در حکومت تمامیت‌خواه، یک فرد دیکتاتور رهبری احزاب را بر عهده دارد، و افرادی که دشمن نظام سیاسی دانسته می‌شوند، مجازات می‌گردند. از دیگر ویژگی‌های حکومت تمامیت‌خواه،کنترل انحصاری سازمان‌های اقتصادی،رسانه‌های همگانی و ارتش است.در حکومت‌های توتالیتر،تمرکز و تراکم قدرت باعث ایجاد انسداد اجتماعی می‌شود و افراد ممکن است به خاطر عقایدشان کشته یا زندانی شوند. در این‌گونه حکومت‌ها دولت تقریباً بر تمام شئون زندگی عمومی و رفتارهای خصوصی شهروندان نظارت و کنترل دارد.به تعریف سیاست‌دانان برجسته، یک دولت تمامیت‌خواه، می‌کوشد تا همه جمعیت زیر دست خود را برای تحقق بخشیدن به اهداف دولتی بسیج کند و فعالیت‌هایی که همسو با این اهداف نباشند؛ از جمله فعالیت‌هایی مانند تشکیل اتحادیه‌های کارگری، نهادهای مذهبی تأئیدنشده از سوی دولت یا احزاب سیاسی مخالف؛ تحمل نمی‌شوند.تمامیت‌خواهی مفهوم عامی است که مفاهیمی چون نازیسم،فاشیسم،مائوئیسم،لنینیسم و کمونیسم را نیز در برمی‌گیرد.افلاطون در جمهوری، حکومت توتالیتر را از بهترین انواع حکومت دانسته است.استالین واژه تمامیت‌خواه را برای توصیف حکومتش به کار برد. حکومت استالین در شوروی،هیتلر در آلمان،پولپوت در کامبوج،موسولینی در ایتالیا از مهم‌ترین حکومت‌های تمامیت‌خواه هستند.

اگزیستانسیالیسم

اگزیستانسیالیسم (Existentialism) جریانی فلسفی و ادبی است که پایه آن بر آزادی فردی، مسوولیت و نیز عینیت گرایی است. از دیدگاه اگزیستانسیالیستی، هر انسان، وجودی یگانه‌است که خودش روشن کننده سرنوشت خویش است.

 

اگزیستانسیالیسم بر پیش بودن وجود بر ماهیت تکیه می‌کند. با چنین تعریفی بر آزادی انسان و به دنبال آن مسوولیت او پافشاری می‌شود.که البته این اندکی با دیدگاه اصالت وجود ملاصدرا نا همسان است وهمان نیست.اصالت وجود به معنای این است که انسان(وتنهاانسان)است که نخست موجود می‌شود و سپس خودش ماهیت خودش را می‌سازد.از سوی دیگر در اندیشه صدرایی و یا مشایی(مانند میرداماد)اصالت در برابر اعتبار به کار می‌رود (وجود اصیل و ماهیت امری اعتباری است)اما در اگزیستانسیالیسم اصالت وجود به معنای این نیست که ماهیت اعتباری است که به این معناست که ماهیت ساختنی است و درآغاز هیچ است.

 

اگزیستانسیالیسم از واژه اگزیستانس به معنای وجود بر گرفته می‌شود. «سورن کی یر که گور» را نخستین اگزیستانسیالیست می‌نامند، میان «اگزیستانسیالیسم بی خدایی» و «اگزیستانسیالیسم مسیحی» تقاوت هست. از میان شناخته شده ترین اگزیستانسیالیست‌های مسیحی می‌توان از سورن کی‌یرکه گارد ، گابریل مارسل، و کارل یاسپرس نام برد.

 

پس از جنگ جهانی دوم جریان تازه‌ای به راه افتاد که می‌توان آن را اگزیستانسیالیسم ادبی نام نهاد. از نمایندگان این جریان تازه می‌توان ژان پل سارتر، سیمون دوبووآر، آلبر کامو و بوری ویان را نام برد.

انترناسیونالیسم پرولتری

انترناسیونالیسم پرولتری مفهومی مارکسیستی است. این مفهوم به طور کلی به این اشاره دارد که کارگران باید در همبستگی با کارگران همهٔ جهان به جای دنبال کردن منافع ملی خود گام بردارند. می‌توان گفت که این مفهوم در خط آخر مانیفست کمونیست و شعار معروف "کارگران تمام کشورها، متحد شوید!" خلاصه شده است.

 

برداشت‌ها از این مفهوم بین گروه‌های مختلف بسیار متفاوت بوده‌است.

 

متضاد انترناسیونالیسم پرولتری، را می‌توان ناسیونالیسم بورژوایی دانست.

امنیت ملی  چیست؟

امنیت ملی به الزاماتی اشاره می کند که بقای دولت ملی را از طریق بکارگیری اقتصاد، ارتش و توان سیاسی و استفاده از ابزار دیپلماسی حفظ نماید.

اصل تفکیک قوا

تفکیک قوا اصطلاحی که توسط شارل دو مونتسکیو سیاستمدار فرانسوی ابداع شده‌است مدلی برای روش حکومتی یک حکومت می‌باشد.

 

به موجب این مدل بین‌المللی حکومت به شاخه‌های مستقلی تفکبک و تقسیم می‌شود که حیطه مسئولیت و اختیارات مشخص و مستقلی از هم دارند. گرچه هر شاخه قادر است در قدرت اعمالی توسط شاخه‌های دیگر محدودیتهایی اعمال نماید. شاخه‌های مختلف یک حکومت معمولا بصورت قوه مجریه، قوه مقننه و قوه قضاییه می‌باشند.

 

طرفداران تفکیک قوا معتقدند که رعایت این اصل موجب تثبیت حاکمیت مردم و جلوگیری از استبداد می‌گردد. و مخالفان آن می‌گویند تفکیک فرایند تصمیم گبری و اجرا را در کشور کند تر می‌نماید.

 

قوانین اساسی با درجات بالای جدایی و تفکیک قوا مثل ایالات متحده در جهان یافت می‌شوند و در عین حال کشورهایی نیز وجود دارند که بر مبنای در هم پیچیده بودن قوا اداره می‌شوند. بعنوان مثال سیستم حکومتی انگلستان دارای درجاتی از در هم پیچیدگی و تفکیک قوا می‌باشد. سیستم حکومتی هندوستان دارای تفکیک قوا کامل و زلاند نو و کانادا دارای تفکبک قوای ضعیف تری می‌باشند. البته قانون اساسی کانادا در تئوری مبتنی بر تفکیک کامل قوا می‌باشد. اغلب سیستمهای مبتنی بر تفکیک قوا امروزه جمهوری می‌باشند.

ارتجاع


ارتجاع، در مفهوم سیاسی به معنای مخالفت با پیشرفت اجتماعی به معنای مبارزه طبقات و اقشار در حال نابودی و زوال علیه جامعه است. سیر جبری تاریخ و مبارزه توده ها جوامع بشری را به سوی رشد و ترقی می‌برد و اقشار و طبقاتی را که صاحب امتیازات مربوطه هستند و با سیر آنی جامعه مخالفند ومایلند وضع موجود را حفظ کنند به نابودی حتمی محکوم می کند. چنین است نابودی برده داران و سپس فئودال ها و سپس سرمایه داران هر یک در دوران تاریخی معین خود مطابق با سطح رشد نیروهای تولیدی. اما این طبقات برای حفظ منافع استثمار گرانه خود، برای حفظ امتیازات و موجودیت خود، با ترقی جامعه در تضاد واقع می شوند و با پیشرفت اجتماعی مخالفت می‌ورزند. مظهر آن مناسبات تولیدی فرسوده ای می شوند که به سدی در راه تکامل جامعه بدل شده است. بنابر این ارتجاع یعنی دفاع از نظام فرسوده و محکوم به نابودی، یعنی مخالفت با ترقی و پیشرفت. ارتجاع گاه به شکل جبر و اختناق خونین و ترور جمعی توده مردم جلوه گر می‌شود. گاه در سیمای افکار و عقاید پوسیده و کهنه با تکیه بر عادات و عقب ماندگی های فرهنگی علیه اندیشه های ترقی خواهانه مبارزه می کند. ارتجاع به شکل تشدید ستم بر توده های زحمتکش از نظر اقتصادی و سیاسی و بر ملت هایی که از حقوق خود محروم شده اند و یا به شکل سرکوب نهضت انقلابی که جامعه را به جلومی راند تظاهر می کند. در عصر امپریالیسم در کشورهای جلو افتاده از نظر صنعتی، فاشیسم و میلیتاریسم جلوه های ارتجاع هستند. مرتجع به کسی می گویند که روش خصمانه ای با هر چه مترقی، نو، بالنده و پیشرو است داشته باشد و برای حفظ یا احیاء مجدد نظام فرسوده و پوسیده یا افکار کهنه و عقب مانده کوشش نماید.



اتحاد مقدس

یک اصطلاح رایج در مباحث اجتماعی و سیاسی است و مقصود آن دسته بندی و ساخت و پاخت گروهی برای اجرای سیاست در جهت خلاف مصالح ملی و ترقی خواهانه است . مثلا می گوییم امپریالیست های آمریکایی و انگلیسی و جانبداران آن ها در این ناحیه می خواهند اتحاد مقدس درخلیج فارس علیه نهضت های آزادیبخش ملی خاورمیانه و نزدیک ایجاد کنند یا می گوییم کودتای 28 مرداد را اتحاد مقدس ارتجاع داخلی کشور ما و امپریالیست های آمریکایی و انگلیسی و سازمان های جاسوسی آن ها براه انداخت. از این مثال ها معلوم می شود که در اینجا کلمه «مقدس» دارای آن مفهوم مقدس و پاک نیست بلکه بر عکس ناپاکی زد و بند و ارتجاعی بودن دسته بندی را می رساند. علت رواج این اصطلاح را در تاریخ اوایل قرن گذشته باید جستجو کرد. در حقیقت عبارت «اتحاد مقدس» نام سازمانی بود که پس از سقوط ناپلئون توسط امپراطوران و سلاطین آن وقت اروپا ایجاد شد وهدفش سرکوب نهضت های انقلابی و آزادی در اروپا بود. سازمان موسوم به «اتحاد مقدس» ماه سپتامبر سال 1815 در پاریس رسماً تشکیل شد و در آن تزار روسیه امپراطور اتریش و پادشاه پروس شرکت جستند. سپس تقریباً کلیه سلاطین و تاجداران اروپا که حافظ نظام اشرافی و مخالف هر گونه تحول دموکراتیک واستقلال طلبانه بودند به این اتحاد مقدس پیوستند. حتی انگلستان هم اگر چه رسماً به این سازمان نپیوست ولی اصول آن را تایید می کرد و علناً از سیاست آن طرفداری می کرد. مبتکر و رهبر عملی این سازمان ارتجاعی و به هم پیوسته سیاه ترین نیروی های مجرد زمان تاریخ صدر اعظم اتریش و الکساندر اول تزار روسیه بودند. اتحاد مقدس هر چند سالي یک بار کنگره تشکیل می داد وتدابیر لازم برای سرکوب خلق ها و نهضت های انقلابی اتخاذ می کرد. هزاران تن اسپانیایی، ایتالیایی، یونانی و غیر یونانی قرباني روش های خونین وارتجاعی اتحاد مقدس شدند. سرکوب نهضت های انقلابی را همواره با عبارت جلوگیری از اشاعه ائتلاف توجیه می کردند که بالاخره در نتیجه تضادهای داخلی بین سلاطین و امپراطوران عضو سازمان و بین منابع طبقات حاکمه آن ها از قدرت اتحاد مقدس کاسته شد. انقلاب سال 1830 در فرانسه و سپس موج انقلابات عظیم و پی در پی سال های 1846- 1848 در اغلب کشورهای اروپایی برای همیشه دیوارهای اتحاد مقدس را از هم گسیخت و آن را نابود کرد.

آپولیتیسم


روش لاقیدانه نسبت به سیاست و خودداری از شرکت در جریان سیاسی، از داشتن مشی صریح سیاسی. این واژه از ریشه پولیتیک به معنای سیاست و پیشوند «آ» با مفهوم نفی ترکیب شده است. لاقیدی و بی اعتنایی نسبت به حیات سیاسی و احتزار از آن عمداً در رژیم های سرمایه داری بین توده های مردم رواج داده می شود. عدم شرکت در امور سیاسی و عدم توجه به حیات اجتماعی و سیاسی ناشی از آنست که زمامداران کشورهای سرمایه داری سعی می کنند با همه وسائل توده ها را از عقب ماندگی ایدئولوژیک نگاهدارند و توجه آن ها را از مسائل میهن و اجتماع خود به مطالب به کلی فرعی و زندگی روزمره و مسائل شخصی منحرف سازند. یک علت دیگر آپولیتیسم یعنی روش لاقیدانه نسبت به سیاست همچنین سرخوردگی برخی اقشار از سیاست دول و احزاب و وعده های توخالی آن ها و سپس عمل نکردن آن هاست. این روش همچنین از طریق اعمال فشار به شکل ممنوع کردن شرکت در سیاست برای اقشار خاص اجتماعی به زور اجرا می شود. لاقیدی نسبت به سیاست و مسائل میهنی و طبقاتی و اجتماعی کاملا به سود محافل زمامدار مرتجع ضد خلقی است. زیرا زحمتکشان را از نبرد به خاطر خواست های خود، از مبارزه طبقاتی از شرکت در تعیین سرنوشت خود دور می کند. در حقیقت نمی توان در جامعه زندگی کرد و در سیاست مداخله نداشت. عدم توجه به امور سیاسی خود کمک به سیاست محافل حاکمه ضد خلقی است و عملاً به یک سیاست مضر، به یک سیاست بد، به یک سیاست ارتجاعی مبدل می شود.

آپارتايد

آپارتايد،این واژه انگلیسی یکی از اشکال وحشیانه تبعیض نژادی را بیان می کند و در اصل عبارتست از سیاست تبعیض که نژادپرستان کشور جمهوری آفریقای جنوبی علیه اکثریت سیاهپوست بومی و هندیان آن کشور اعمال می کنند. از نظر لغوی به معنای مجزا و جدا نگهداشتن است. آپارتاید یعنی جدا نگه داشتن افراد متعلق به نژادهای غیرسفید، مجبور کردن آن ها به اقامت در محلات و استان های خاص، محروم کردن آن ها از کلیه حقوق سیاسی وامکان تحصیل و پیشرفت. در مناطقی که سیاهپوستان مجبور به اقامت در آن می شوند و حق خروج از آن را ندارند حداقل امکانات زندگی نیز موجود نیست. بر اثر مبارزه مردم و همچنین اقدامات دول سوسیالیستی و دول کشورهای آسیایی و آفریقایی، رسماً آپارتاید غیر قانونی شناخته شده و سازمان ملل متحد قطعنامه های چندی علیه آن تصویب کرده و آپارتاید را نقض صریح و خشن حقوق بشر دانسته است ولی بر اثر سیاست دول امپریالیستی که خود ریشه و سرچشمه نژادپرستی و استثمار و نو استثمار هستند همچنان این شیوه ضد انسانی و خشن تبعیض نژادی حکمفرماست.