محتشم كاشانى در تركيب بند مشهور خود مى گويد:
| باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است ؟! |
| باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است ؟! |
| باز اين چه رستخيز عظيم است كز زمين |
| بى نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است ؟! |
| اين صبح تيره باز دميد از كجا، كزو |
| كار جهان و خلق جهان جمله درهم است ؟! |
| گويا طلوع مى كند از مغرب آفتاب |
| كآشوب در تمامى ذرّات عالم است |
| گر خوانمش قيامت دنيا بعيد نيست |
| اين رستخيز عام كه نامش محرّم است |
| در بارگاه مقدس كه جاى ملال نيست |
| سرهاى قدسيان همه بر زانوى غم است |
| جن و ملك بر آدميان نوحه مى كنند |
| گويا عزاى اشرف اولاد آدم است |
| خورشيد آسمان و زمين ، نور مشرقين |
| پرورده كنار رسول خدا : حسين عليه السلام |
+ نوشته شده در ساعت توسط مهدی
|
الهی!