فقط امشب تو راسوگند

فقط امشب تورا سوگند
که خورشیدم نلرزانی
فقط امشب تو را سوگند
که اسبت را کمی اهسته تر رانی
چو طفلی در کنار راه خوابیده
به امید نجات از دام ویرانی
فقط امشب تورا سوگند
که اسبت را کمی اهسته تر رانی
صدای اتش سرخت
گل سرخم چه ویران کرد
گناهش را ندانستی
فقط گفتی پشیمانی
نمیدانم چه سان روزی توانی باز پس دادن
فقط گویی به یزدان روز حیرانی....پشیمانی
نمیدانم چه گویی.......
ساز خدایی
خدایا چرا....
که گاه خار فرود اید و
آن یک ...
+ نوشته شده در ساعت توسط مهدی
|
الهی!